تبليغاتX
آوارگان شهر عشق

آوارگان شهر عشق

فکر کنید به همه چیز

مژده واسه دخیا

واسه ماه بعد یعنی خرداد مطلب جدید در مورد

برتری خانمها نسبت به آقاییونه اگه خواستی کمک

کنی تو قسمت نظرات برام بنویس مرسی مرسی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اردیبهشت 1389ساعت 18:51  توسط chakavak ashegh  | 

گفته بودی که چرا محو تماشای منی

آنچنان مات که یک دم مژه بر هم نزنی

مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود

ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی .......

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اردیبهشت 1389ساعت 23:33  توسط chakavak ashegh  | 

روز میلاد منه

سلام امروز تولدمه

 

خوشحالم ............ تولدم مبارک

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اردیبهشت 1389ساعت 7:8  توسط chakavak ashegh  | 

سلام

 

فقط یه مطلب کوتاه می گم میرم تا 1 ماه دیگه  می خواستم از کسری

 

عزیزم که یه دوست واقعیه تشکر کنم نمی دونم میاد مطلب بخونه یا نه

 

اما از اینجا بهش سلام دارن و میگم مرسی بابت همه چیز کاش همه مثل

 

تو بودن .......

 

بازم ممنون و چون رو زبون خودمون حساسی می گم

 

زور سپاس (قول مامریش له فکرم ناچه )

+ نوشته شده در  جمعه دهم اردیبهشت 1389ساعت 21:28  توسط chakavak ashegh  | 

خاطرات کلاس

سلام به همه شرق و غرب ،شمال و جنوب

 

سلام به هم شهریای عزیزم بچه های گل سنندج .......

 

سلام به هم کلاسیا و هم دانشکده یای و خلاصه همه ........

 

قرار شد اخبار کلاس و بگم براتون  پس با اجازه

 

تو کلاسی هستم که 45 تا دختر و15 تا پسر داریم بین 45 تا دختر حدود 15

 

تای خوشکل و جینگیلی وینگیلی داریم وبین پسرا از 15 تا متاسفانه فقط

 

3تا خوب داریم البته هر کدوم از اونا یه مشکلات خاص خودشونو دارن

 

خیلی ازپسرامون عاشق شدن اما از 45 تا دختر شاید35 تاشون دوست

 

پسر داشته باشن با بچه های ترم بالا که می حرفیم می کن گرفتن جزوه یه

 

استارت واسه شروع یه رابطه ........

 

خلاصه این سه تا پسر خوبمون اسمشون رضا ،دلاور ، برزان ......

 

رضا به آذر پیشنهاد داده بود که جفت شن که آذر جوووون جواب رد داده

 

بود به دلایل مشخص کلا رضا حالش اساسی گرفته بود و4،5 روزی

 

نیومد دانشگاه (آخی طفلک دلش شکسته شده بود .............)

 

این از رضا از به گفته ی بچه ها دلاورم عاشق سحر شده  (سحر دوست

 

گوگولی خودمه که ماه واقعا) البته منم متوجه شدم سر کلاس ادبیات

 

دلاور 2،3 بار برگشت سحر نگاه کرد  ........

 

اینم از دلاور اما اصل کاری که حدود30 تا دختر عاشقشن آقا برزان

 

واقعا خوش اندامه جیگری بیا و ببین .......

 

آدم مغروریه از آذر جزوه خواست اما آذر گویا بهش نداده بود برای اولین

 

بار کنار من نشسته بود ذکر این نکته لازمه که منم از دخترای خوشکل و

 

خیلی شیطون دانشکده ام خلاصه اومد کنار من نشست و دخترا شروع

 

کردن به تک زنگ زدن و اسمس فرستادن که استاد صدام زد پای تابلو

 

که سوال حل کنم منم مثل یه خانم متشخص رفتم و سوال جواب دادم که

 

وقتی برگشتم دیدم برزان جون برگه های تو کتابمو مرتب کنار هم گذاشته

 

بود ومن کلی ذوق کردم و روز بعد جلوم نشسته بود که برگشت گفت

 

خانم .... می شه جزوه ی ریاضیتو بهم بدی منم دادم بهش و روز بعد

 

اومد وگفت که جزوه رو داده به وفا (پسر وحشتناک + کلاس) گفتم

 

اشکال نداره و 2شنبه برای 2مین بار کنار اون نشستم که دوباره برگشت

 

گفت می شه جزوه فیزکتم بهم بدی گفتم اینم به چشم  و حالا قراره شنبه

 

جزو ه رو براش ببرم .......

 

اطلاعات اضافه در مورد برزان : متولد66 ،دبیر علوم مدرسه راهنمایی

 

،روزای 3شنبه و 4شنبه نمیاد دانشگاه .بی نهایت چشم حیض .....

 

البته به قول استاد یعقوبی ،استاد زبان فارسی جفت هنری زیاد داریم  مثلا

 

چیاکو شدید عاشق آسو اینم همه فهمیدن دیگه انقد تابلو بازی در آورده و

 

سلام آقا (اسمش سلام) متاسفانه عاشق من شده پسر بی نهایت زرنگ و

 

مودبی اما من هیچ احساسی نسبت بهش ندارم اما فکر کنم فراست ازش

 

خوشش میاد .... احمد یکی دیگه از بچه های کلاسه خیلی پسر مودب و

 

زرنگیه همهی دخترا باهاش راحتن اصلا آدم چشم حیضی نیست اینو

 

شخصا گذاشتم واسه فائزه چون بهم میان .

 

یه پسر داریم بهش می گیم سایلنت وقتی حرف می زنه باید ازش فیلم

 

گرفت چون عمرا حرف نمی زنه اونقد آروم اگه حرف بزنه حرف می

 

زنه که انگار با خودش رودربایستی داره اسمش مهرداده .......

 

و می رسیم به دیوار چین اسمی که من روش گذاشتم ماشاالله قد 2 متر

 

هیکلی یعنی یه بار پشت سرش نشسته بودیم هیچی نمیدیدیم به قول سمیرا

 

راحت 1 تریلی از رو پشتش رد می شه البته از اینکه این اسمو روش

 

گذاشتم واقعا نارحتم وآخر ترم ازش عذر خواهی می کنم اسمش عرفانه و

 

فکر کنم عاشق قد کوتاهتریت دختر کلاس یعتی سنور .........

 

بقیه ی پسرا چیز خاصی فعلا سوتی ندادن در اسرء وقت به اطلاعتون

 

می رسونم ...........

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اردیبهشت 1389ساعت 21:47  توسط chakavak ashegh  | 

منم شیمی می خونم

سلام  تقریبا ۱ ماه نیومدم انقد سرم شلوغه که نگو نپرس مگه درس

می زاره من یه صفای به این وبلاگ بدم قابل توجه شیمی دانها منم دارم

شیمی دان می شم خوشبحالتون چه افتخاری نسیبتون شده کسای که

شیمی می خونن تو سنندج و تو دانشکده علوم می دونن من چی می گم

نمی دونم چرا همه مارو می شناسن منو ۲ تا دوست دیگم البته می دونم

از بس همش می خندیم بقیه همه غمبرک زدن  خلاصه یا ما زیاد می

خندیم یا اینا نا امیدن از زندگی بعدا میام از اخبار کلاس براتون می گم ببینیم

کی کی رو دور زده .......

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اردیبهشت 1389ساعت 23:38  توسط chakavak ashegh  | 

آخرین مطلب سال 88

سلام  ; عید همگی پیشاپیش مبارک  حال و احوال شما چطوره ؟!حدوده 38 ساعت

 

دیگه چهارشنبه سوریه  من که عاشق این روزا بودم امسال اصلا حسش نیست نمی

 

دونم چرا !!!!!!!!!دیشب که داشتم شبکه 3 رو می دیدم وای نمی دونید چه چیزای

 

نشون می داد مال چهارشنبه سوری ....... یکی دستش ترکیده بود یکی کور شده بود

 

یکی پاشو از دست داده بود خلاصه پر اینا یکمی ترسیدم هر چند من دخترم و انقد

 

شیطون نیستم اما واقعا فجیع بود حیف ما جوونا چرا باید این بلاها رو سر خودمون

 

بیاریم .

 

فکر نکنم عید جایی بریم اما امسال یه کار مهم کردم تو خونه تکونی به مامانم کمک

 

کردم  بابام اومد جلو چشام انقد کار کردم البته هنوز 1/4 خونه تمیز شده 3/4 مونده

 

واییییییییییییییییییییی  اگه بابام بیاد جلو چشم این بار بندری میره واسم .................

 

امسال واسه حدوده 18 سال و 10 ماه و 7 روزه که تنهام یعنی عیده تنهایی، بیشتر

 

دوستام تو این سن کم دارن جفت دار می شن نمی دونم چرا هر چی خواستگار به من

 

می فته یه جورایی عتیقه می شن شانس منه دیگه بزنه به نیل خشک می شه انقد بد

 

شانسم  . حالا یه چند روز دیگه مونده تا ببینیم عید امسال چطوره امیدوارم خوب شه

 

من که اصلا انرژی ندارم، بازم

 

   

 

                                Happy new year     

 

 

                 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اسفند 1388ساعت 23:0  توسط chakavak ashegh  | 

سکوت تلخ

فقط صدام کن

 

واسه اشکات شونه می شم

 

فقط صدام کن

 

واسه تو دیوونه می شم 

 

فقط صدام کن

 

تورا تنها نمی زارم

 

اونی که می مونه می شم

 

فقط صدام کن

 

فقط صدام کن

.

.

.

.

.

.

.

.

سکوت
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم اسفند 1388ساعت 15:21  توسط chakavak ashegh  | 

پیام والنتاین

چه کنم بی تو........

 

گذر ثانیه ها و دقیقه ها لاکپشت شده بی تو

 

کجایی ،با که هستی

 

آغوش گرمت پناهگاه کدام قلب بی قرار است

 

دستان پر صلابتت دستان کدام ناتوان را گرفته

 

چه کنم بی تو .........

 

جز خدا فریاد رسی ندارم و

 

گوشی شنواتر از تو نیست

 

مرهم زخمهای کاری 

 

بی تو غم دل به که گوییم

 

چه کنم بی تو..........

 

صدایت تسکین دهنده ی تمام سلولهای بی قرار است

 

تسلا بخش شبهاییم

 

بی تو چه کنم .......

 

سلام  عسلای تلخ و سلام عروسکای کاغذی و سلام تمام عاشقای که نمی

 

دونید عشق یعنی چی و سلام به تمام اونا که سرور کاوئناتن و خلاصه سلام به همه ی دنیا ...........

 

جشن عاشقانه ها پیشاپیش مبارک

14

 فوریه و25 بهمن روزی که مغازه ها پولدار می شن و شماها جیبتونو می تکونید

 

                             والنتاین مبارک

 

تو تموم 19 سال زندگیم کسی واسم هدیه ی والنتاین نگرفته و کسی بهم

 

نگفت والنتاین مبارک شایدم هیچوقت کسی پیدا نشه که بگه اما اگه تو

 

عاشقی از ته دل بهت تبریک می گم و امیدوارم امسال بهترین والنتاین

 

زندگیت بشه ................

                             ((چکاوک ))

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم بهمن 1388ساعت 21:38  توسط chakavak ashegh  | 

یه چرای بزرگ؟؟؟؟

سلام خوفید خوش میگذره ؟به من که خوش میگذره اساسی ! جاتون سبز  

یه چیز جالب شنیدم گفتم بگم شمام بشنویید .

شما می دونید چرا حلقه تو دست چپ و تو انگشت ۴ام هستش ؟؟(از راست حساب کنید)

چون رگ این انگشت مستقیما به قلب شما میره

حالا شما ماهی ۱ بار دوست دختر یادوست پسرتون رو عوض کنید قلب می خوایید چیکار حلقه عوض کنید . 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت 15:32  توسط chakavak ashegh  |